|
ْویران...
رفتنت باز مرا ویران کرد
بعد از آن هر که مرا دید تو را نفرین کرد
بعد از آن رفتن تو حال دلم زار شده
عصه و ماتم تو با دل من ساز شده
غصه و آه و عم ودرد دلم را پر کرد
بعد از آن هر که مرا دید تو را نفرین کرد
خون دل خوردم و از رفتن تو سوخت دلم
لحظه رفتن تو در گرووت بود دلم
بعد از آن رفتن تو ساز دلم کوک نشد
هیچ آهنگی برایم روز میلادت نشد
قاب عکس روی دیوار دلم را هیچکس آذین نکرد
گوشه چشمی هیچکس بر این دلم نازک نکرد
اشکهای آخرت گرچه مرا ویران کرد
بعد از آن هر که مرا دید تو را نفرین کرد
|