میگویند متولد2 نیمه شب 17 اسفند ماه است
عاشق گل سرخ، رنگ سرخ و هر چیز سرخ
دلباخته غروب دریا و شیفته شعر سهراب و دلتنگی فروغ است
شمالی ترین نقطه دلش متعلق به کسی است که هنوز بعد از گذشت 10سال مانند مجنون دوستش دارد
قلبی دارد به زلالی آب روان و مهربانی شب بوها، دستانش گرم و پرمهر و لبانش پراز حرفهای ناگفته است
رنج دیده است از این زمانه و چشم دارد به افق های دوردست فردا
چشمانی دارد به قشنگی و زیبایی آهوان که هرروز صبح خورشید را خجالت میدهد
نامش همنام خوشبوترین و زیباترین گل دنیاست
آری درست فهمیدی مریم، نام او مریم است
برایم خواهری دلسوز و محرم اسرار است و در هر هنگام قلبش برای من میزند
آری این منم که برای تو مینویسم::::برادرت هادی:::::
مینویسم برای روز تولدت، برای روز میلادت، برای روزی که تو آمدی و زمستان آن سالها ناگهان به بهار تبدیل شد
خواستم اززبان خود برایت شعری بگویم، اما چه کنم که زبان حال مرا شاعر دیگری سروده است و من آن را به تو تقدیم میکنم
مریم پاییزی من...
میمونم با تو همیشه...
واسه من هیچکی تو دنیا...
مریم خودم نمیشه...
مریم پائیزی من...
گره اخماتو وا کن...
دستاتو بالا بگیر و واسه فرداها دعا کن...
من همونم که میسازم...
قصر رویاهاتو مریم...
اشکای سرختو بس کن...
کم نکن دعاتو کم کم...
حال دوباره از عمق جان میگوییم
دوستت دارم
و
تولدت مبارک


