مثل یک رویا بود
دیدن و سوختن وسوزاندن
مثل یک رویا بود
دیدن چشم قشنگی که بهاران را خجلت میداد
مثل یک رویا بود
بازی نرم سرانگشتانم
روی دستان سپیدی که شاخه مریم را به رقابت میخواند
مثل یک دریا بود گل ابریشم اندامت
که دلم را به تپش می انداخت
من حقیقت میگویم کوچه ما امروز
عطر شیرین تورا نوشیده ست
چلچراغی از نور، حجله ای از شمع
سینی نقل و گل و سبزه و رنگ
زندگی چقدر شیرین است
وقتی از خنده تو، بی نهایت خنده
زیر این گنبد نیلی میپیچد
زندگی چقدر شیرین است
مثل یک رویا بود
دیدن وسوختن وسوزاندن